عبد الحسين نوايى
73
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
شاه طهماسب ثانى در هنگام محاصرهء اصفهان به دست افغانان ، شاه سلطان حسين ارشد فرزندان خود را به نام محمود ميرزا از حرمسرا فراخواند تا او را قائم مقام خويش سازد . چه مىخواست وى را به جمعآورى سپاه بفرستد و چون اين شاهزاده در آن هنگام بيست و پنج سال بيش نداشت و تجربه كافى نيندوخته بود ، سيد عبد الله والى خوزستان را مشاور او ساخت . خوب مىدانيم كه يكى از كسانى كه خيانت كرد و موجب شكست سپاه قزلباش در گلونآباد شد ، همين سيد عبد الله است . محمود ميرزا سه چهار روز بعد دوباره بالاجبار روانهء حرمسرا شد . گفتند كه شاهزاده تازه از حرمسرا بيرون آمده بود ، از ديدن افراد زياد دربار وحشت كرده و خود خواسته است كه بار ديگر به حرمسرا باز گردد . اما حقيقت اين بود كه شاهزاده خواسته بود حكيمباشى و ملاباشى از كارهاى دولتى معزول و از دربار مطرود شوند ، و مسببين شكست گلونآباد ( گلناباد ) تنبيه گردند . اما اين افراد ، نزد شاه سلطان حسين رفتند كه محمود ميرزا سخت جاهطلب است و چشم به تاج و تخت صفوى دارد . دو روز بعد ، پسر ديگر شاه سلطان حسين به نام صفى ميرزا كه بيست و سه ساله بود ، از حرمسرا احضار شد تا به تمشيت كارها پردازد و همان اختياراتى را كه به محمود ميرزا قرار بود تفويض شود ، داشته باشد . ولى باز هم والى عربستان